دوشنبه، تیر ۲۲، ۱۳۸۸

تكراري است

موميايي پليد از كدام گور بر خواستي
از كدام قرن آمدي
زمانه گذشته است
نمايشي تكراري است اين
دروغ را ديگر همه مي بينند
زير‌عبا هم نور مي تابانند
****
مپندار خورشيد به ميهماني شب رفته
فساد، خدا را نيز امان نداده
اي بوزينه، نياكان ما از نفت نور مي كاويدند
تو طلا و دلار مي دروي
گمان مبر كه طلا جايگزين نور‌شود
هنگام نماز شب در غياب نور، ندا را ‌كشتي
مي‌پنداري ندايي نيست، فريادي نيست
چراغ رابطه خاموش است
دروغ را ديگر همه مي بينند
زير‌عبا هم نور مي تابانند
**
باور اين شعبده دشوار است
نمايش تكراري است
مردم فريب چنگيز كوچك را نمي خورند
دلقك بدون صور‌تك مغول مي نمايد
كودكان ما از سوسك بيش از او مي ترسند
ترس از تو تكراري است
ترس از نا آگاهي است
جنايت در عصر آگاهي، مرگ جاني است
كودك گرسنه‌ مي بيند
پيرزن بي سواد مي‌شنود
فريب دشوار شده، دريغا
يزيد نيز به حماقت تكراري وارثانش مي خندد
دروغ را همه مي بينند
زير عبا هم نور مي تابانند

هیچ نظری موجود نیست: