من دوبار گلوله خوردهام. يكبار سال 57 در مقابل پادگان عشرت آباد و يك بار در ..... هنگام برخورد گلوله هيچ حسي نداري مگر اينكه گلوله استخوانت را شكسته باشد كه درد جانكاهي دارد. همهچيز در چند لحظه رخميدهد. لحظه اول كمي سوزش حسميكند كه نميتواني ناديدهاش بگيري. نميتواني نسبت به آن بيتفاوت باشي. شايد ندايي اندك سردهي و بخود بگويي آخ.
اما وقتي در ميان جمع باشي و گلوله بهتو اصابت كند، كساني كه در كنارت هستند بيشاز تو درد گلوله را حس ميكنند. بخصوص كه سابقه ذهني داشته باشند. حتي اگر مرگ را عريان در مقابل ديدگان خويش حس نكرده باشند.
ديكتاتور اما براي ايجاد وحشت تصوير خونين مرگ را براي همه ترسيم كردهاست. اطرافيان حسشان يك باره فوران نميكند. آرام،آرام مانند جريان خون و هماهنگ با آن فوران ميكند. جاري ميشود و فرياد ميشود فوران ميكند، مرگ رخميدهد.
نگاه ندا هنگامي كه دوربين بالاي سرش از او تصوير برداري ميكند پر از احساس زندگي است. وقتي گلوله به او اصابت كرد او حسي نداشت. حتي متعجب بود كه چرا آنها برسرش گردآمده و نگرانند. وقتي گلوله به گلويش اصابت كرد هنوز خون جاري نشده بود. پايش سست شد آرام برزمين غلطيد.
آنگاه سوزش اندكي در سينه حس كرد. فرياد ميزدند.
فشار بده خون بند بياد. حرفها و فشاري كه بر سينه حس كرد تازه اورا از اينكه حادثهاي رخداده آگاه كرد. هنوز خون در مغزش جاري بود. خيسي لباسش را حس كرد. فيلم برداري كه از بالاي سرش تصوير ميگرفت ديد. ثبت كن بگير تا دنيا بداند. ثبت كن تا دنيا بداند. عصر آگاهي و اطلاعات است. ديگر جنايت پنهان نمي ماند. لحظهاي كوتاه لحظهاي كه جان و روح از بدن جدا ميشود ثبت شد. لحظه عظيم و باشكوهي كه همه رمز و راز هستي در آن نهفته است. ثبت اين لحظه غمانگيز و بزرگ، چنان دشوار بود كه هرگز امكان تكرار آن وجود ندارد. هنوز كسي كه اين لحظه را ثبت كرد نمي شناسيم ولي كار بزرگي كرد و لحظهاي را ثبت كرد كه بارها در تاريخ تكرار شده و هيچ كسي نبود كه آن را ثبت كند. لحظهاي گرامي كه جان مظلوم از كالبد جدا ميشود لحظهاي تكراري است. اما هيچگاه سند معتبري گريبان جاني را نگرفته بود. ثبت شد.خواست ندا و پيام ندا و نگاه ندا همين را ميگفت. او ميخواست، همه ما همين را ميخواهيم. ميخواهيم خونمان دامن جاني را بگيرد. خون ها گريبان او را گرفته. هيچگاه اين خون گريبان ديكتاتور را رها نميكند. ديكتاتور هنگام ثبت اين لحظه مرد اما هنوز حس نكرده است.
پايان
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر